دور تا دورِ فرشهای مسجد، حلقهای از دختران و بانوان شکل گرفته است. به دستهایشان که رحلها را جابهجا میکنند نگاه کنید؛ دستهایی که شاید کمی پینه بسته، از کارِ روزانه، اما حالا با لطافتی عجیب، صفحاتِ قرآن را ورق میزنند. این تصویر، چیزی فراتر از یک جلسهی آموزشی است؛ این «ملاقاتِ آسمان با زمین» در قلبِ یک روستایِ صمیمی است.
شاید دقایقی پیش، پشتِ درهایِ مسجد، دغدغههای زندگیِ روستایی یا خستگیِ روزانه جریان داشت، اما اینجا، این «حلقه» تبدیل به سپری در برابرِ هیاهوها شده است. دختری که با صدایی لرزان اما مطمئن، آیه میخواند، در حالِ ساختنِ بنایی است که سالها بعد، تکیهگاهِ خانوادهاش خواهد بود. آنها نمیدانند که با همین حضور، دارند هویتِ معنویِ «حسن اباد » را آجربهآجر محکمتر میکنند.
اینجا در مسجد امام حسین، وقتی قرآن باز میشود، انگار تمامِ خستگیها در عطرِ خوشِ کلامِ خدا حل میشود.
قرآن در دستانِ ما، تنها کتابی نیست که میخوانیم؛ نقشهی راهی است که مسیرِ رسیدنِ قلبهایمان را به یکدیگر کوتاه میکند.
#کرمان
«گروه جهادی وارثین»